فرشته خانه ی اشک
پنجشنبه, ۶ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ق.ظ
فرشته خانه ی اشک است روضه ی چمنش
گلی که شبنم اشک خداست بر بدنش
گلی که شام غریبانش آسمان دِق کرد
گلی که عرش به هم ریخت روز آمدنش
چه قلّه ای است که در تند باد نیزه و تیغ
غرور می چکد از لابلای هر سخنش
چه یوسفی است ؟ که باید جهان بیاویزد
به رشته رشته ی حبل المتین پیرهنش
چه پیرهن ؟ که به هر تار و پود آن از اشک
حکایت غم زهراست با ابوالحسنش
چه محفلی است عزایش ؟ که مثل ابر بهار
فرشته می چکد از آسمان انجمنش
ببوس نیزه ! لبش را که بعد این همه زخم
هنوز بوی مناجات می دهد دهنش
ببخش محتشم ! این زخم ها ستاره نبود
که قطره قطره ی اشک خداست بر بدنش
چگونه دل بکند ؟ خواهری که می بیند
رهاست در دل صحرا حسین بی کفنش
عباس شاه زیدی
- ۹۶/۰۷/۰۶
اجرکم علی الله