شطحی از سال هایی که با غزل هم خانه بودم
هر شب غزلے مے کشد از سینه ے من تیر
خو کرده ام اے شعر به این بغض گلو گیر
یڪ بار مرا عشق به مهمانے خود برد
یڪ عمر شدم بر سر این سفره نمڪ گیر
دیدم غزلم از نفس عشق "غنے " شد
کشمیر به کشمیر به کشمیر به کشمیر
فالے زدم از حافظ و بر چار طرف زد
تکبیر به تکبیر به تکبیر به تکبیر
بیدل چقدر داد به من مشق تحیر
تقریر به تقریر به تقریر به تقریر
علامه شدم بسکه به دنبال تو گشتم
تفسیر به تفسیر به تفسیر به تفسیر
از بس که سر زلف تو دیوانه پسند است
زنجیر به زنجیر به زنجیر به زنجیر ....
هرروز به یڪ قاعده مجنون تو بودم
روزے که جوان بودم و حالا که شدم پیر
تو سابقه در سابقه لیلایی و آزاد
ما سلسله در سلسله مجنون و به زنجیر
کو نقش نگینے که بر آن از تو نباشد
تصویر به تصویر به تصویر به تصویر
یڪ بار به خوابم شد و آن خواب مرا کُشت
تعبیر به تعبیر به تعبیر به تعبیر
در خواب به من گفت که مے آیم و انداخت
تآخیر به تآخیر به تآخیر به تآخیر
ایمان تو اے شیخ چه چوبے است که خوردیم
تکفیر به تکفیر به تکفیر به تکفیر
من دیده ام از دامن ایمان تو مے ریخت
تزویر به تزویر به تزویر به تزویر
ذکر " بِڪ َ یا عشق " بگیرید و ببینید
تآثیر به تآثیر به تآثیر به تآثیر
یا مَن هوَ هو ،مَن هوَهو ،مَن هوَ هو،هو...
ازبرکت نامت چه " خروشے " است به شبگیر
نشمار و ببخشای که مانده است به دوشم
تقصیر به تقصیر به تقصیر به تقصیر
#عباس_شاه_زیدے
@yek_ioreh_ghazal
- ۰ نظر
- ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۳:۰۸