نذر شب مویه های غریبانه ی امام موسی بن جعفر علیه صلوات الله
چشمهایم شب پرستاره است
امشب ای ماه من دیر کردی
روزگارا شگفتا چگونه ؟
آ سمان را زمین گیر کردی
بی تو اما دلم بغض در بغض
- ۲۰ نظر
- ۰۲ تیر ۸۸ ، ۱۸:۰۶
نذر شب مویه های غریبانه ی امام موسی بن جعفر علیه صلوات الله
رُل بازی می کنید
شاعر هم که چه عرض کنم
رفتند که برخون خدا پابگذارند
رفتندتورا یکّه وتنها بگذارند
آنها که نمردند زعشقت خودشان را
بگذار در این بیخبری جا بگذارند
از بدر واحد آمده بودند به میدان
تا داغ تورا بردل مولا بگذارند
من باده ی عشقی ابدی می خواهم
یک ساغرناب سرمدی می خواهم
با این همه گل دلم گرفته است هنوز
ای باغ گل محمدی می خواهم
***
دست مرا برای همیشه فشرد و رفت
چیزی زمن به غیر دلم را نبرد و رفت
آن بی وفا که دیر به دستم رسیده بود